مبعث اخرین فرستاده خداوند،پیامبر نور و رحمت،حضرت
محمد مصطفی (ص)
،بر شما و همه شیعیان مبارک
وتهنیت.![]()
![]()
مبعث اخرین فرستاده خداوند،پیامبر نور و رحمت،حضرت
محمد مصطفی (ص)
،بر شما و همه شیعیان مبارک
وتهنیت.![]()
![]()
قبل از نقل داستان ولادت و آنچه در آن شب در جهان روى داد چند جمله درباره تاريخ ولادت آن حضرت و اختلافى كه در اين باره در تواريخ ديده مىشود ذكر مىكنيم:
در كتابهاى سيره و تاريخ و بلكه احاديثى كه از امامان بزرگوار روايت شده اختلاف زيادى در روز و ماه ولادت رسول خدا ديده مىشود كه جمعى آن را روز جمعه هفدهم ربيع الاول و برخى روز دوشنبه دوازدهم و قولى روز هشتم و قول ديگر روز دهم آن ماه نوشتهاند،و اقوال ديگرى نيز هست كه آن حضرت در ماه صفر يا محرم و يا رمضان به دنيا آمده ولى مشهور نيست،و در سال ولادت نيز اختلاف كردهاند كه برخى سال 580 ميلادى و گروهى سال 573 را ذكر كردهاند و در بسيارى از تواريخ ولادت آن حضرت را در عام الفيلـيعنى همان سالى كه ابرهه با پيلان جنگى براى ويران ساختن شهر مكه آمدـنقل كردهاند كه تازه سؤال مىشود عامل الفيل چه سالىبوده؟
و به هر صورت اين اختلاف همچنان در تواريخ و روايات ديده مىشود و قول قطعىو مسلمى در اين باره ذكر نشده (1) و البته مشهور ميان علماى شيعه رضوان الله عليهم آن است كه آن حضرت در شب جمعه هفدهم ربيع الاول به دنيا آمده.
و اين اختلاف اقوال در مورد ولادت ساير رهبران بزرگوار الهى و پيشوايان دين نيز ديده مىشود،و بلكه در تاريخ ولادت پيمبران گذشته و انبيا سلف نيز به چشم مىخورد.
اما به گفته يكى از نويسندگان معاصر:
«تاريخ تولد،داستانهاى دوران كودكى،پرورش تن،زندگى و زناشويى و مرگ پيكر خاكى اين نوابغ،رقمى به ستون محاسبات كارهاى درخشان ايشان نمىافزايد،و در دست نبودن ارقام دقيق سالهاى اين حوادث خلأيى در حاصل جمع آن آثار عظيم پديد نمىسازد،به قول انورى:آنان بارز ارقام وجودند و ديگران تفصيل خط ترقين عدم،هرگاه تاريخ زندگى يكى از نوابغ را بررسى مىكنند،پژوهش محققان بر محور گفتار و كردار و شدت تأثير او در محيط پس از وى دور مىزند،مىنويسند :چه گفته است و چه كرده است و براى چه بوده است،اما خود او از كى و تا چه هنگام بوده است؟چندان مهم نيست زيرا به هر حال بوده است.»
«بنابراين وقتى مىبينيم تاريخ نويسان براى تعيين رقم دقيق سال و ماه و روز ميلاد يا مرگ شخصيت بزرگى از رهبران فكرى عالم،به نقل اقوال مىپردازند،نه براى آن است كه روشن ساختن اين رقم در بررسى و ارزيابى تعاليم و اثر وجود آنان سهمى دارد بلكه اين تحقيق و استقصا سنتى موروث است كه تاريخ نويسان به اقتفا از يكديگر به نقل و ضبط آن مىپردازند .»
«با اين همه تاريخ نويس بايد بكوشد تا با استفاده از جرح و تعديل روايات و نقل مورخان سلف اين گوشه تاريك را نيز روشن كند...جهان شرق و غرب از تعاليم مربيان بشر چون موسى و عيسى و محمد(ص)كم و بيش آگاه است،و محققان بارها تعاليم آسمانى و حيات درخشان آنان را بررسى كرده و در عظمت آن فرو رفتهاند اما هيچ تاريخ نويسى نيست كه از روى يقين يا اطمينان روز و ماه و سال تولد و مرگ آنان را تعيين كند،و هرگاه از اقامه بعضى مراسم مخصوص كه از جنبه تكاليف فردى فراتر نمىرود بگذريم علم و جهل ملتها نسبت به اين ارقام،از نظر تأثير آن در ارزيابى اعمال اين چهرههاى درخشان يكسان است.»
پيش از اين گفتيم كه معمولا مقارن ظهور پيغمبران الهى و ولادت آنها حوادث مهم و شگفت انگيزى اتفاق مىافتد كه خبر از آمدن آن پيغمبر و تحول او در جهان و رفتار و عقايد مردم مىدهد،و در حقيقت به مردم آژير و آماده باش مىدهد تا آنان را براى آمدن وى آماده سازد،كه بدانها«ارهاصات»گويند.
در شب ولادت رسول خدا(ص)نيز طبق روايات حوادث شگفت انگيز و عجيبى اتفاق افتاده كه در تواريخ به اجمال و تفصيل نقل شده.
از آن جمله ابن هشام از حسان بن ثابتـشاعر معروف اسلامـنقل مىكند كه وى گفته:به خدا سوگند من پسرى نورس در سن هفت يا هشت سالگى بودم و آنچه مىشنيدم بخوبى درك مىكردم كه ديدم مردى از يهود بالاى قلعهاى از قلعههاى مدينه فرياد مىزد:اى يهوديان!
و چون يهوديان پاى ديوار قلعه جمع شدند و از او پرسيدند:چه مىگويى؟گفت:بدانيد آن ستارهاى كه با طلوع آن احمد به دنيا خواهد آمد،ديشب طلوع كرد!
و در سيره حلبيه و تواريخ ديگر از آمنه روايت كردهاند كه گويد:چون فرزندم به دنيا آمد نور خيره كنندهاى آشكار شد كه شرق و غرب را روشن كرد و من در آن روشنايى قصرهاى شام و بصرى را ديدم.
و نيز نقل كردهاند كه در آن شب ايوان كسرىـكه با سنگ و گچ ساخته شده بود و سالها روى ساختمان آن زحمت كشيده بودند و هيچ كلنگى در آن كارگر نبودـشكافت،و چهارده كنگره آن فرو ريخت.
شيخ صدوق(ره)در كتاب امالى حديث جامعى از امام صادق(ع)روايت كرده است كه،در اين حديث بيشتر اتفاقات آن شب ذكر شده است.متن آن حديث شريف اين گونه است كه آن حضرت فرمود:
ابليس به آسمانها بالا مىرفت و چون حضرت عيسى(ع)به دنيا آمد از سه آسمان ممنوع شد و تا چهار آسمان بالا مىرفت،و هنگامى كه رسول خدا(ص)به دنيا آمد از همه آسمانهاى هفتگانه ممنوع شد و شياطين به وسيله پرتاب شدن ستارگان ممنوعگرديدند و قريش كه چنان ديدند گفتند :قيامتى كه اهل كتاب مىگفتند بر پا شده!
عمرو بن اميه كه از همه مردم آن زمان به علم كهانت و ستاره شناسى داناتر بود بدانها گفت:بنگريد اگر آن ستارگانى است كه مردم به وسيله آنها راهنمايى مىشوند و تابستان و زمستان از روى آنها معلوم گردد پس بدانيد كه قيامت بر پا شده و مقدمه نابودى هر چيز است و اگر غير از آنهاست امر تازهاى اتفاق افتاده است.و همه بتها در صبح آن شب به رو درافتاد و هيچ بتى در آن روز بر سر پا نبود،ايوان كسرى در آن شب شكافت و چهارده كنگره آن فرو ريخت،درياچه ساوه خشك شد و وادى سماوه پر از آب شد.
آتشكدههاى فارس كه هزار سال بود خاموش نشده بود در آن شب خاموش گرديد.
و مؤبدان فارس در خواب ديدند شترانى سخت اسبان عربى را يدك مىكشند و از دجله عبور كرده و در بلاد آنها پراكنده شدند،و طاق كسرى از وسط شكافت و رود دجله در آن وارد شد.
و در آن شب نورى از سمت حجاز برآمد و همچنان به سمت مشرق رفت تا بدانجا رسيد،فرداى آن شب تخت هر پادشاهى سرنگون گرديد و خود آنها گنگ گشتند كه در آن روز سخن نمىكردند.
دانش كاهنان ربوده شد و سحر جادوگران باطل گرديد،و هر كاهنى از تماس با همزاد شيطانى خود ممنوع گرديد و ميان آنها جدايى افتاد.
و آمنه گفت:به خدا فرزندم كه بر زمين قرار گرفت دستهاى خود را بر زمين گذارد و سر به سوى آسمان بلند كرد و بدان نگريست،و نورى از من تابيد و در آن نور شنيدم گويندهاى مىگفت :تو آقاى مردم را زادى او را محمد نام بگذار.
آن گاه او را به نزد عبد المطلب بردند و آنچه را مادرش آمنه گفته بود به عبد المطلب گزارش دادند،عبد المطلب او را در دامن گذارده گفت:
الحمد لله الذى اعطانى
هذا الغلام الطيب الاردان
قد سادفى المهد على الغلمان[ستايش خدايى را كه به من عطا فرمود اين فرزند پاك و خوشبو را كه در گهواره بر همه پسران آقاست.]
آن گاه او را به اركان كعبه تعويذ كرد. (2) و درباره او اشعارى سرود.
و ابليس در آن شب شيطان و ياران خود را فرياد زد(و آنها را به يارى طلبيد)و چون اطرافش جمع شدند بدو گفتند:اى سرور ما چه چيز تو را به هراس و وحشت افكنده؟گفت:واى بر شما از سر شب تا به حال اوضاع آسمان و زمين را دگرگون مىبينم و به طور قطع در روى زمين اتفاق تازه و بزرگى رخ داده كه از زمان ولادت عيسى بن مريم تاكنون سابقه نداشته،اينك بگرديد و ببينيد اين اتفاق چيست؟