زینب(س)...

وفات بانوی صبر و مقاومت خانم زینب کبری(س)رو به همه ی عزیزان تسلیت عرض میکنم

روی موضوعات زیر کیلیک کنین..تا به صفحه مربوطه برین.. حتما برین ببینید..نظرهم یادتون نره..با تشکر.

 

 

 

علی(ع)...

میلاد پر خیر و برکت مولود کعبه

حضرت علی(ع) و روز پدر بر عموم شیعیان

مخصوصا پدران عزیز مبارکباد

رجب ؛ ماه آراستن دل به زینتهای الهی...

 

رجب ماه آرایش و پیرایش و ماه آراستن دل به زینتهای الهی است. ماه رجب، زندگی و تولـدی دوباره را بـه عاشقان نوید می‌دهد.
ماه رجب از بهترین ماههای سال است. وقتی ماه رحب می رسد شادی بزرگی در دل و جان اهل بندگی طلوع می‌کند، چرا که با آگاهی کامل این ماه را فرصتی برای نزدیکی هر چه بیشتر به خالق هستی و پاکی از هرگونه آلودگی دانسته، رسیدن آن را برای خود فرصتی مغتنم می دانند .
ماه رجب اولین ماه از سه ماه خاص و ارزشمند برای مسلمانان است . این سه ماه در شریعت اسلام از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. هر یک به ترتیب با نامهای خداوند، پیامبر و بندگان شهرت یافته اند.
ماه رجب، زندگی و تولـدی دوباره را بـه عاشقان نوید می دهد. پیامبر رحمت با دیدن هلال ماه مبارک رجب، دست به دعا بر می داشت و پس از حمد و ثنای الهی، سی بار تکبیر و لااله الا الله می گفت و می فرمود " ماه رجب، ماه استغفار برای امت من است. در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده مهربان است."
انسانهای آگاه برای طی طریق بندگی و قرار گرفتن در مسیر سعادت دنیوی و اخروی، تلاش می کنند از این فرصت ارزشمند نهایت بهره برداری را داشته باشند، این گروه به هنگام رسیدن ایام پر برکت سال چون رجب، شعبان و رمضان، روح و روان خود را جانی دوباره می بخشند و با تزکیه دل و نفس، به آراستگی درونی برای نزدیکی بیشتر به معبود می پردازند .
آنان که در وادی مراقبه و شهود در محضر خدای متعال گام برمی دارند چه خوب قدر چنین ایامی را می دانند و بسیار سخت تر و هوشیارتر و جدی تر از دنیاطلبان، به دنبال آن هستند .
ماه رجب ماه آرایش و پیرایش است. ماه آراستن دل به زینتهای الهی و پیراستن دل از ناپاکیهای انسانی و آنگاه دیدن نادیدنیها و شنیدن ناشنیدنیها.
در همین زمینه امام کاظم(ع) فرموده است: رجب، نام نهری در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است بنابراین هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.
آن حضرت در روایت دیگری نیز می فرماید: رجب، ماه عظیمی است که خداوند، اعمال نیک را در آن چند برابر کرده و گناهان را در آن محو می کند. پس هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، به اندازه مسیر یک سال از جهنم دور و هرکس سه روز از آن ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب می شود.

بهشتی,خار چشم دشمنان...

 

شهید بهشتی از پیشتازان نهضت اسلامی بود و با درک و بینش عمیقی که از اسلام و مسائل روز داشت همواره در سنگرهای فرهنگی، علمی و مبارزاتی نقش مهمی ایفا کرد .
شیهد بهشتی در نگارش شرح زندگی خود چنین آورده است:
من محمد حسینی ‌بهشتی که گاه به اشتباه محمد حسین بهشتی می‌نویسند. نام اولم محمد و نام‌ خانوادگی ترکیبی است از حسینی ‌بهشتی. در دوم آبان ۱۳۰۷ در شهر اصفهان در محله لومبان متولد شدم، منطقه زندگی ما یک منطقه قدیمی است، از مناطق بسیار قدیمی شهر است. خانواده من یک خانواده روحانی است. پدرم روحانی بود. تحصیلاتم را در یک مکتبخانه در سن چهار سالگی آغاز کردم.
خیلی سریع خواندن و نوشتن و خواندن قرآن را یاد گرفتم و در جمع خانواده به عنوان یک نوجوان تیزهوش شناخته شدم. تا اینکه قرار شد به دبستان بروم. دبستان دولتی ثروت، در آن موقع که بعدها به نام ۱۵ بهمن نامیده شد. وقتی آنجا رفتم از من امتحان ورودی گرفتند و گفتند که باید به کلاس ششم برود ولی از نظر سن نمی‌توانم بنابراین در کلاس چهارم پذیرفته شدم و تحصیلات دبستانی را همان جا به پایان رساندم.
از آنجا به دبیرستان سعدی رفتم. سال اول و دوم را در دبیرستان گذراندم و اوایل سال دوم بود که حوادث شهریور ۲۰ پیش آمد، با حوادث شهریور ۲۰ علاقه و شوری در نوجوان‌ها برای یادگیری معارف اسلامی به وجود آمد. در سال ۱۳۲۱ تحصیلات دبیرستان را رها کردم به مدرسه صدر اصفهان رفتم برای ادامه تحصیل، چون در این فاصله یک مقدار خوانده بودم.
از سال ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۵ در اصفهان تحصیلات ادبیات عرب، منطق، کلام و سطوح فقه و اصول را با سرعت خواندم که این سرعت و پیشرفت موجب شد حوزه آنجا با لطف فراوان با من برخورد کند. در سال ۱۳۲۴ از پدر و مادرم خواستم اجازه بدهند در حجره‌ای که در مدرسه داشته باشم شب‌ها هم در آنجا بمانم و به تمام معنا طلبه شبانه‌روزی باشم. این را بگویم که در دبیرستان در سال اول و دوم زبان خارجی ما فرانسه بود و در آن دو سال فرانسه خوانده بودم ولی در محیط اجتماعی آن روز آموزش زبان انگلیسی بیشتر بود و در سال آخر که در اصفهان بودم تصمیم گرفتم یک دوره زبان انگلیسی یاد بگیرم. یک دوره کامل «دریدر» خواندم و با انگلیسی آشنا شدم.
در سال ۱۳۲۵ به قم آمدم. حدود شش ماه در قم سطح، مکاسب و کفایه را تکمیل کردم و از اول ۱۳۲۶ درس خارج را شروع کردیم. درس خارج فقه و اصول نزد استاد مرحوم آیت ‌الله محقق داماد می‌رفتم و همچنین درس استاد و مربی بزرگوارم و رهبرمان امام خمینی(ره) و بعد درس مرحوم آیت‌الله بروجردی، تعدادی درس مرحوم آیت‌الله سید محمد تقی خوانساری و کمی هم درس مرحوم آیت‌الله حجت کوه ‌کمری.
به قم که آمدم به مدرسه حجتیه رفتم. مدرسه‌ای بود که مرحوم آیت‌الله حجت تازه بنیانگذاری کرده بودند.
در آن سال‌هایی بود که استادمان آیت‌الله طباطبایی از تبریز به قم آمده بودند. در سال ۱۳۲۷ به فکر افتادم که تحصیلات جدید را هم ادامه بدهم. بنابراین با گرفتن دیپلم ادبی به صورت متفرقه و آمدن به «دانشکده معقول و منقول» آن موقع که حالا «الهیات و معارف اسلامی» نام دارد دوره لیسانس را گذراندم . در سال ۱۳۲۹ ، ۱۳۳۰ در تهران بودم و برای تأمین هزینه‌ام تدریس می‌کردم و خودکفا بودم. سال ۱۳۳۰ لیسانس شدم و برای ادامه تحصیل به قم برگشتم و البته برای تدریس در دبیرستان‌ها، به عنوان دبیر زبان انگلیسی در دبیرستان حکیم نظامی قم مشغول تدریس شدم.
در سال ۱۳۲۹ و ۱۳۳۰ که تهران بودم، مقارن بود با اوج مبارزات سیاسی و اجتماعی نهضت ملی نفت به رهبری مرحوم آیت‌الله کاشانی و مرحوم دکتر مصدق و به صورت یک جوان معمم مشتاق در تظاهرات و اجتماعات و میتینگ‌ها شرکت می‌کردم. در سال ۱۳۳۱ در جریان ۳۰ تیر آن موقع تابستان به اصفهان رفته بودم و در اعتصابات ۲۶ تا ۳۰ تیر فعالیت داشتم و شاید اولین یا دومین سخنرانی اعتصاب که در ساختمان تلگرافخانه بود را به عهده من گذاشتند.
بعد از کودتای ۲۸ مرداد در یک جمع‌بندی به این نتیجه رسیدم که در آن نهضت ما کادرهای ساخته شده کم داشتیم، بنابراین تصمیم گرفتیم یک حرکت فرهنگی ایجاد کنیم و در زیر پوشش آن کادر بسازیم. دبیرستانی به نام دین و دانش در قم تأسیس کردیم و با همکاری دوستان، که مسئولیت اداره‌اش مستقیماً به عهده من بود تا سال ۱۳۴۲ که در قم بودم و همچنان مسئولیت اداره آن را به عهده داشتم و در ضمن در حوزه هم تدریس می‌کردم و یک حرکت فرهنگی نو هم در حوزه به وجود آوردیم و رابطه‌ای هم با جوان‌های دانشگاهی برقرار کردیم پیوند میان دانشجو و طلبه و روحانی را پیوندی مبارک یافتیم.
در سال‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۳۸ دوره دکتری فلسفه و معقول را در دانشکده الهیات گذراندم، در حالی که در قم بودم و برای درس‌ها و کارها به تهران می‌آمدم.
در سال ۱۳۳۹ ما سخت به فکر سامان دادن به حوزه علمیه قم افتادیم. مدرسین حوزه جلسات متعددی داشتند برای برنامه‌ریزی نظم حوزه و سازمان‌دهی به حوزه، در دو تا از این جلسات بنده هم شرکت داشتم، کار ما در یکی از این جلسات به ثمر رسید و دراین جلسه آقای ربانی شیرازی و مرحوم آقای شهید سعیدی و خیلی دیگر از برادران شرکت داشتند، آقای مشکینی و خیلی‌های دیگر.
طی برنامه‌ای توانستیم طرح و برنامه تحصیلات علوم اسلامی در حوزه تهیه کنیم. در هفده سال این پایه‌ای شد برای تشکیل مدارس نمونه‌ای که نمونه معروف‌ترش مدرسه حقانیه یا مدرسه منتظریه به نام مهدی منتظراست. در همان سال‌ها ما در قم به مناسبت تقویت پیوند دانش ‌آموز و فرهنگی و دانشجو و طلبه به ایجاد کانون دانش‌آموزان قم دست زدیم و مسئولیت مستقیم این کار را برادر، همکار و دوست عزیزم مرحوم شهید دکتر مفتح به دست گرفتند.
سال ۴۲ به تهران آمدم و در ادامه کارها با گروه‌های مبارز از نزدیک رابطه برقرار کردیم. از کارهایی را که فراموش کردم اگر اشتباه نکرده باشم ۴۱ یا اوایل ۴۲ در یک جشن مبعث که دانشجویان دانشگاه تهران در امیرآباد در سالن غذاخوری برگزار کرده بودند، دعوت کردند که من درآن روز مبعث سخنرانی کنم. در این سخنرانی موضوعی را من مطرح کردم به عنوان «مبارزه با تحریف یکی از هدف‌های بعثت است» و در این سخنرانی طرح یک کار تحقیقاتی اسلامی را ارائه کردم که آن سخنرانی بعدها در مکتب تشیع چاپ شد.
مسلمان‌های هامبورگ به مناسبت مسجد هامبورگ که بنیانگذارش روحانیت بود که به دست مرحوم آیت‌آلله بروجردی گذارده شده بود فشار آورده بودند به مراجع که چون مرحوم محققی آمده بودند به ایران باید یک نفر روحانی به آنجا برود. این فشارها متوجه آیت‌الله میلانی و آیت‌الله خوانساری شده بود، آیت‌الله حائری و آیت‌الله میلانی به بنده اصرار کردند که باید بروید به آنجا، از طرفی دیگر چون شاخه نظامی هیئت‌های مؤتلفه تصویب کرده بودند که منصور را اعدام کنند و بعد از اعدام انقلابی منصور پرونده دنبال شد و اسم بنده هم در آن پرونده بود دوستان فکر می‌کردند که به صورتی من را از ایران خارج کنند و در خارج مشغول فعالیت‌هایی باشم.
البته خود من ترجیح می‌دادم در ایران بمانم. مشکل من گذرنامه بود که به من نمی‌دادند ولی با تلاش مشکل گذرنامه حل شد و به هامبورگ رفتم. تصمیم این بود که مدت کوتاهی آنجا بمانم و کار آنجا که سامان گرفت برگردم ولی در آنجا احساس کردم که دانشجویان سخت محتاج هستند به تشکیلات اسلامی .
هسته اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان گروه فارسی زبان آنجا را به وجود آوردیم و مرکز اسلامی هامبورگ سامان گرفت. بیش از ۵ سال آنجا بودم که طی این ۵ سال سفری به حج مشرف شدم، سفری به سوریه، لبنان و آمدم به ترکیه برای بازدید از فعالیت‌های اسلامی آنجا و تجدید عهد با دوستان و به ویژه برادر عزیزمان آقای صدر (امام موسی صدر) و امیدوارم هر کجا که هست مورد رحمت خداوند باشد و به آغوش جامعه‌مان بازگردد و سفری هم به عراق آمدم و به خدمت امام رفتم در سال ۴۸ ، به هر حال کارهای آنجا سر و سامان گرفت و در سال ۱۳۴۹ به ایران برای یک مسافرت آمدم.
مطمئن بودم که با این آمدن امکان بازگشتم کم است. در اینجا مدتی کارهای آزاد داشتم که باز دوباره قرار شد کار برنامه‌ریزی و تهیه کتاب‌ها را دنبال کنیم بعد مسئله تشکیل روحانیت مبارز و همکاری با مبارزات، بخشی از وقت ما را گرفت. تا اینکه در سال ۱۳۵۵ هسته‌هایی برای کارهای تشکیلاتی به وجود آوردیم و در سال ۱۳۵۶ – ۱۳۵۷ روحانیت مبارز شکل گرفت و همان سال‌ها درصدد ایجاد تشکیلات گسترده مخفی یا نیمه ‌مخفی و نیمه‌ علنی به عنوان یک حزب و یک تشکیلات سیاسی بودیم.
در سال ۵۶ که مساول مبارزاتی اوج گرفت، همه نیروها را متمرکز کردیم و بحمدالله با شرکت فعال همه برادران روحانی در راهپیمایی‌ها و مبارزات انقلاب به پیروزی رسید...
هفتم تیر ماه ۱۳۶۰ اگر چه روزی است که ملت ایران ، شهید بهشتی که خود "‌یک ملت بود برای این ملت ما" و نیز ۷۲ تن از یاران انقلاب را از دست داد ، اما در عین حال روزی است که چهره منافقین کوردل بیش از پیش برای همگان آشکار شده و صفوف انقلاب اسلامی را مستحکم‌تر ساخت.
شهید مظلوم بهشتی از پیشتازان نهضت اسلامی بود و با درک و بینش عمیقی که از اسلام و مسائل روز داشت همواره در سنگرهای فرهنگی ، علمی و مبارزاتی نقش مهمی ایفا نمود. وی از معماران نظام اسلامی بودند که نقش مهمی در تهیه قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی داشتند .
حضرت امام(ره) در پیام خود به مناسبت شهادت ایشان فرمود: شهید بهشتی مظلوم زیست و مظلوم بود و خار چشم دشمنان اسلام بود.

یا فاطمه...

قرآن كریم به هنگام طرح قصه آدم سلام الله علیه مى‏فرماید:

«فتلقى آدم من ربه كلمات‏» (1)

سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دریافت نمود.

در تبیین وتفسیر كلمات آمده است كه منظور انوار عترت طاهره است، بدین معنا كه انوار عترت طاهره همان مقامات علمى است كه حضرت آدم سلام الله علیه آن را تلقى كرد و زمینه نجات او فراهم گردید ودر این میان همانطور كه حضرت امیرسلام الله علیه در    مجموعه عترت قرار دارد، حضرت زهرا هم در آنجا مى‏تابد واین كه فاطمه زهرا صلوات الله علیها معروف ومشهور شده، نه براى آن است كه، زن تنها در حضرت زهرا خلاصه شده است‏بلكه به این دلیل است كه آن حضرت دیگران را تحت الشعاع قرار داده است. به عنوان مثل معصومین دیگر نیز مانند حضرت امیرسلام الله علیه، معروف نیستند واگر در عرف بخواهند مثل ذكر بكنند، به حضرت على... مثل مى‏زنند. در صورتى كه همه ائمه نور واحدند. همانطورى كه در بین معصومین، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه معروف والگو شده است،    در بین زنان هم حضرت فاطمه زهرا صلوات الله علیها اشتهار یافته است وگرنه زنان فراوانى بودند كه هم از عصمت‏برخوردارند وهم از كمال متعارف وفوق متعارف، ولیكن علت این كه حضرت زهرا در بین زنان معروف شده همان علتى است كه بدان سبب، حضرت على...         در بین ائمه معروف شده است.

پس مراد از لفظ كلمات در آیه شریفه

«فتلقى آدم من ربه كلمات‏»

اسماء الهى است وبارزترین مصداق اسماء الهى، عترت طاهره‏اند كه در بین آنان،

فاطمه زهرا صلوات الله علیها مى‏درخشد.

پى‏نوشت: 1. بقره،37.

منبع: كتاب: زن در آینه جلال و جمال، ص 143

نویسنده: آیة الله جوادى آملى

ولادت مبارک...

ولادت مادر۲عالم خانم فاطمه زهرا(س)و همچنین روز مادر(زن)بر همه ی شما خانمها مبارک