کاروان حسین به کربلا رسید...

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش!

و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان،

 عشق بردند و به مويه نشستند.

به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت،

 اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

اگر عاشورا روز "آتش" بود ، اربعين روز "آب" است .


اگر عاشورا
روز "فراق" بود، اربعين روز "وصال" است.

 

اگر عاشورا "افتادن"بود، اربعين "برخاستن"است .

 
اگر عاشورا "نقطه" بود، اربعين "راه" است.

اگر عاشورا "قطره"بود ، اربعين "دريا"ست.

اگر عاشورا نداي"هل من ناصرينصرني" داشت ،اربعين فريادهادارد

اگر عاشورا "سرخ"بود، اربعين ....هم "سرخ" است .


زمين و زمان هميشه "سرخ" است.


اگر عاشورا  "بدنهاي قطعه قطعه" داشت ، "تب" داشت ،

 "سيلي" داشت ،

 "تازيانه" داشت


اگر عاشورا"تکليف"بود، اربعين "تاکيد" است.


اگر عاشورا"رفتن"بود، اربعين "بازگشتن"است.
اگر عاشورا"ريزش" بود، اربعين "رويش"است .

اربعين حسيني

زیارت اربعین در روز اربعین فراموش نشود

 (التماس دعا)

زیارت اربعین

اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَ حَبیبِهِ؛

سلام بر ولى خدا و دوست او

اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَ نَجیبِهِ ؛

سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او

اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ

سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده‌اش

اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ

سلام بر حسین مظلوم و شهید

اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْكُرُباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ

سلام بر آن بزرگوارى كه به گرفتاری‌ها اسیر بود و كشته اشكِ روان گردید

اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّكَ وَابْنُ وَلِیِّكَ وَ صَفِیُّكَ وَابْنُ صَفِیِّكَ الْفاَّئِزُ

خدایا من به راستى گواهى دهم كه آن حضرت ولىّ (و نماینده) تو و فرزند ولىّ تو بود و

برگزیده‌ات و فرزند برگزیده‌ات بود كه كامیاب شد.

ایرانی باشیم...

پیشاپیش تبریک....

سپندار مذگان نماد عشق ایرانی

 

اشا به معنی راستی و درستی است"

می‌دانم دل نبستن به جشن‌های این و آن در این روزگار غمگین و پر از گرفتاری سخت است ...! می‌دانم که هر بهانه‌ای برای شاد بودن در این روزگار غنیمت است!

 Image hosted by allyoucanupload.com

 یک نکته کوچک: شما که می خواهید شاد باشید، شما که می‌خواهید به عشقتان هدیه بدهید، اگر تنها کمی در میان این هیاهو نیمه علاقه‌ای هم به این کهن سرا دارید، برایتان فرقی می‌کند که هدیه‌ی تان را به جای 14 فوریه (25 بهمن ماه)، 29 بهمن ماه بدهید؟
بهترنیست به جای اینکه از ماه‌های دیگران استفاده کنیم ، از ماه خودمان استفاده کنیم؟
آیا بهتر نیست به جای اینکه زادمرگ یک کشیش مسیحی را جشن بگیریم، یک جشن کهن خودمان را زنده کنیم؟
آیا بهتر نیست یک جشن چند هزارساله‌ی ایرانی را به جای یک جشن چندصدساله اروپایی جشن بگیریم؟
آیا بهتر نیست به جای
ولنتاین غربی ، که هیچگونه به زبان فارسی نمی‌آید، اسفندگان (سپندارمزگان)
را جایگزین کنیم؟
نگویید که هم این خوب است هم آن، خواهش می کنم نگویید
در این هجوم تبلیغاتی وسیع که در حال غرق شدن هستیم اگر کمی شل بجنبیم تا صد سال دیگر هیچ چیز از ما باقی نمی ماند...
آنقدر حجم تبلیغاتی شرق و غرب بالا است که کافی است کوچکترین چیزی از آنان را وارد کنیم

تا دیگر هیچ جایی برای رسوم خودمان نماند

Image hosted by allyoucanupload.com 

 می دانم بسیار چیزهای مهم‌تر وجود دارد. اما، بیایید تا این جشن به مغزاستخوانمان رسوخ نکرده، جشن اسفندگان (سپندارمزگان) را جایگزینش کنیم.
کمی فکر کنید :
آیا
جشن یلدا
بد است ؟
نوروزو چهارشنبه سوری
بد است ؟
پس چرا اسفندگان
(سپندارمزگان) چند هزار ساله که آغازش پشت زمانها گم شده است بد باشد... ؟

Image hosted by allyoucanupload.com 

 می‌دانم دیر است، می‌دانم کمتر کسی به این چیزها توجه میکند،ولی مهربانی کنید، اگر تنها حس کردید که این نوشته تلنگری است،برای دوستانتان هم بفرستید. اگر بخواهیم در آینده‌ای نزدیک می‌توانیم...
تنها چند روز مانده، تصمیمش آنقدر سخت نیست. تنها چهار روز هدیه تان را بیشتر پیش خودتان نگه دارید، همین
سپاسگزارم

 Image hosted by allyoucanupload.com

ابوریحان بیرونی می نویسد : "اسفندارمذ ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همین مناسبت این روز عید زنان به شمار می رود."


ایرانی باشید و پاسدار فرهنگ
پاینده ایران

Image hosted by allyoucanupload.com 

انقلاب اسلامی در آغاز چهارمین دهه

انقلاب اگر از قرن هفدهم میلا دی در غرب رواج یافت و به واژه نامه های سیاسی راه پیدا کرد، اما در ایران از زمان انقلاب مشروطه در ابتدای قرن بیستم میلادی- ۱۳۲۴ هجری قمری- رواج پیدا کرد.انقلاب مشروطه در ایران به آنچه که...

برای دیدن مطالب بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه نوشته

مردم همیشه می دانند چه می خواهند

بی گمان اصلی ترین و اساسی ترین انگیزه و خواسته مردم در جریان شكل گیری انقلاب، حاكمیت ارزش های دینی بر تمامی شئون جامعه بوده است.ارزش های برگرفته از...

برای دیدن مطالب بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 

ادامه نوشته

چرا انقلاب ایران به پیروزی رسید..؟

نخست‏باید گفت، نوع انقلابی که در ایران اتفاق افتاد، با انقلاب هایی که در نقاط دیگر جهان اتفاق افتاده اند، بسیار تفاوت دارد.

برای مثال در مورد انقلاب 1789 فرانسه، آن انقلاب صرفا سبک و اسلوب دولت را تغییر داد نه طریقه معنوی (زندگی) مردم را. به بیان دیگر، یک فرانسوی در علایق و عاداتش فرانسوی باقی ماند و شیوه زندگانیش دست نخورده (بدون تغییر) باقی ماند. این موضوع در مورد آنچه که بعد از انقلاب در ایران رخ داد، صدق نمی‏کند. جنگ‏های استقلال آمریکا که در قرن هجدهم توسط جرج واشینگتن رهبری شد درصدد برآمد که آزادی سیاسی را که توسط قدرت استعمارگر "بریتانیا" از بین رفته بود، به سفید پوستان آمریکا برگرداند اما بزرگ بینی آمریکایی تغییر نکرد.

انقلاب 1917 روسیه که بلشویک‏ها را بعد از برکنار کردن تزار به قدرت رسانید; آنکه انقلابی عمیق بود ولی صرفا یک شیوه رهبری را به دیگری تغییر داد. نظام امپراتوری سلطنتی به یک نظام کمونیستی آرمانگرایانه تغییر یافت. به بیان دیگر آن انقلابی بود که تنها مخاطب خود را، حوزه‏های سیاسی و اقتصادی روسیه قرار داد و نه چیز دیگر و آن صرفا انقلاب نظری و کاملا خالی از هرگونه واقعیات زندگی بود و در صدد برآمد که بهشتی بر روی زمین فقط بر مبنای فرضیات و امید ایجاد کند. و مردمش را با ایده‏های خاصی که توسط لنین و همدستان خیالبافش طرح می‏شد - جهت ایجاد مدینه فاضله اقتصادی سیاسی بر روی زمین - تغذیه کند. و شگفت نیست که دقیقا پس از 74 سال، تمام رویاهای دروغین (کمونیزم) به خاکروبه ریخته می‏شود! روسها امروز خود را در معرض مرحمت‏های نه چندان ملایم دشمن قدیمی اشان - آمریکا - یافته اند. انقلابی که در ایران به وقوع پیوست، در تاریخ به عنوان تنها انقلابی که در صدد برآمد که طرز تفکر یک ملت را صرفا از دیدگاه معنوی تغییر دهد، ثبت‏خواهد شد. این انقلاب از...

برای دیدن مطالب بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه نوشته

دهه فجر...

 ایام الله دهه فجر گرامی باد

برای خواندن مطلب و گوش دادن به سخنرانی امام در

بهشت زهرا اینجا کلیک کنید.

بهاری در زمستان...

"انقلاب 57 "چند نگاه

 

پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن سال   1357 به عنوان يکي از مهمترين رويدادهاي تاريخ سياسي معاصر محل بحث و گفت و گوي انديشمندان و صاحبنظران زيادي بوده است. با توجه به اينکه هر انقلاب، شرايط و عوامل تبيين کننده مخصوص خود را داراست، نظريه ها درباره انقلاب هاي مختلف از جمله انقلاب اسلامي ايران نيز متنوع و گوناگون است. نگاهي به برخي از اين نظريه ها درباره علل پيروزي انقلاب اسلامي، ما را به درک دقيقتر اين پديده ياري مي رساند.
اسلام زدايي عامل سقوط شاه:
حجت الاسلام والمسلمين "عميد زنجاني" رئيس دانشگاه تهران، اسلام زدايي رژيم پهلوي را عامل اصلي سقوط شاه دانسته است.عميد زنجاني در کتاب "انقلاب اسلامي و ريشه هاي آن" نوشته است: "اگر ما به جستجوي علل و عواملي که خارج از طبيعت و ماهيت انقلاب اسلامي و آرمانها و ريشه هاي تاريخي آن است، بپردازيم تنها عاملي که به عنوان علت اصلي و عامل اول، مي توان از جريان انقلاب از تولد تا پيروزي از آن استنباط نمود، اعمال سياست اسلام زدايي شاه از جامعه ايران بود که رژيم، بقاي خود را به منظور هرچه بيشتر جلب نمودن حمايت خارجي و تحکيم هرچه عميق تر سلطنت و ديکتاتوري در داخل کشور در گرو آن مي ديد." دکتر"منوچهر محمدي" معاون پژوهشي وزير امورخارجه و استاد دانشگاه تهران نيز در آثار خود در زمينه انقلاب اسلامي، اسلام زدايي را علت و زيربناي وقوع انقلاب دانسته و نوشته است: "علت اصلي و اساسي قيام مردم اين بود که شاه نسبت به نابودي ارزشهاي مسلط جامعه که از مذهب و آيين آنها سرچشمه گرفته بود، اقدام کرده و به همين دليل بود که با جريحه دار شدن احساسات مذهبي امت مسلمان ايران، ديگر مجالي براي صبر و تحمل و شکيبايي در مقابل ساير ناملايمات اجتماعي و اقتصادي وجود نداشت." استاد تاريخ معاصر ايران در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، ضمن بررسي چهار فرضيه مطرح شده به عنوان عوامل شتابزا در انقلاب اسلامي ايران يعني "اجراي حقوق بشر"، "بروز سرطان در شاه"، "مدرنيزاسيون" و "جريحه دار شدن احساسات مذهبي مردم " اين عوامل را از اصلي ترين علل بروز انقلاب سال   1357 مي داند. وي افزوده است : "بدون ترديد بايد عنوان کرد که پيروزي انقلاب اسلامي صرفا بر پايه رهبري روحانيت مبارز که از سال   1342 آغاز شد که در راس آنها، رهبري قاطع مرجع بزرگ مسلمانان و شيعيان ايران، امام خميني (ره) قرار داشت که با حمايت و پشتيباني بي دريغ و ايثارگرانه امت مسلمان ايران و حول مکتب اسلام و شهادت، به مبارزه خود با رژيم پهلوي تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داد. محمدي تاکيد مي کند که هر تلاشي براي ارتباط دادن پيروزي انقلاب اسلامي با مسايلي از قبيل حقوق بشر کارتر، ائتلاف نيروهاي مختلف نهضت هاي ملي و غيره، بيهوده بوده و با واقعيات مستند تاريخي تطبيق نمي کند."

ادامه مبارزات روحانيون شيعه:
مرحوم حجت الاسلام و المسلمين "علي دواني" پژوهشگر معاصر نيز در کتاب خود تحت عنوان "نهضت روحانيون ايران" با بررسي تاريخ مبارزات روحانيون شيعه در ايران، اين نظر را مطرح کرده که انقلاب اسلامي ادامه همان حرکت و نهضت روحانيون شيعه است و علت سقوط رژيم شاه نيز در بسيج توده مردم بر مبناي شعارهاي انقلاب اسلامي بود.
توسعه نامتوازن:
دکتر "صادق زيباکلام"استاد علوم سياسي دانشگاه تهران در کتاب خود با عنوان "مقدمه اي بر انقلاب اسلامي"با بررسي و نقد چهار فرضيه " توطئه"، "نوسازي"، "اقتصاد" و "مذهب" در انقلاب اسلامي، توسعه ناموزون را علت اصلي انقلاب اسلامي معرفي کرده است. زيباکلام با مقايسه موردي زمينه هاي تشابه دو نظام سياسي قاجار و پهلوي و واکنش يکسان مردم به اين نظامهاي سياسي که در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامي متجلي شد، معتقد است که مهمترين علت بروز انقلاب اسلامي، ناتواني رژيم درايجاد توسعه سياسي توام با توسعه اقتصادي بوده است. او در کتاب خود تصريح کرده است : "به رغم پيدايش افکار و انديشه هاي تازه و نهضت بيدارگرانه اي که از اواخر قرن نوزدهم در ايران ظاهر شد، هيچگونه اصلاح و تغيير بنيادي سياسي صورت نمي گيرد، لذا چندان بدور از واقعيت نرفته ايم اگر ادعا کنيم که انقلاب اسلامي حرکتي براي برهم زدن و زير و رو کردن آن ساختار کهنه و درانداختن طرحي نو بود."
 تاکيد بر نقش اقتصاد:
دکتر " محمد علي کاتوزيان" در کتاب "اقتصاد سياسي ايران" با بررسي شرايط ايران از قرن نوزدهم تا استقرار جمهوري اسلامي، به تبيين پديده انقلاب اسلامي مي پردازد. وي سالهاي   1340 تا   1357 را سالهاي استبداد نفتي توصيف و تصريح مي کند: از خودبيگانگي فرهنگي و تعصب براي تقليد از فرهنگ بيگانه در بين طبقه متوسط شهري به همراه استبداد نفتي، ريشه هاي عميق انقلاب ايران را پايه ريزي کرد. کاتوزيان در عين حال نقش و اهميت ساختار اقتصادي را بيشتر مورد تاکيد قرار داده و عوامل فرهنگي و روانشناختي را مفروض گرفته است.
سوليوان و نقش اسلام شيعي در انقلاب:
"ويليام سوليوان" به عنوان آخرين سفير ايالات متحده آمريکا در ايران در سالهاي   1356 تا   1358 در کتابي تحت عنوان "ماموريت در ايران" که بر اساس يادداشتهاي روزانه اش به تحرير درآمده است، با شرح حکايت گونه به بررسي عوامل و نيروهاي موثر در تکوين انقلاب ايران پرداخته و سعي کرده نقش شخصيتهاي موثر در سياست و روند انقلاب ايران را نشان دهد. او در اين کتاب به تشريح شرايط اقتصادي، وضعيت نيروهاي انتظامي و امنيتي و ساختارهاي اجتماعي و به نقش اسلام شيعي در جامعه و انقلاب ايران مي پردازد.
ديکتاتوري و فساد ريشه انقلاب بود:
"فريدون هويدا" در کتابي باعنوان "سقوط شاه"، ساخت ديکتاتوري و اشتباهات شخصي شاه را به عنوان مهمترين عوامل تبيين کننده انقلاب ايران معرفي مي کند. او فساد مالي، اختناق، فساد اخلاقي، افراط در خريد اسلحه، زوال اقتصادي، سياست خارجي "درهاي باز"، سيستم تک حزبي، ناديده گرفتن و يا کم اهميت پنداشتن قدرت و نقش مذهب را به عنوان ساير عوامل مهم زمينه ساز انقلاب برشمرده است. در کناراين ديدگاهها، برخي نيز نظريه "توطئه" را مطرح کرده و معتقدند که بروز انقلاب   57 در ايران يک توطئه از قبل طرح ريزي شده خارجي براي ساقط کردن شاه بود. محمد رضا پهلوي نيز به اين ديدگاه اعتقاد داشت، بطوريکه در کتاب "پاسخ به تاريخ"، اين نظر را مطرح کرد، هرچند اسناد و مدارک تاريخي اين ديدگاه را نفي مي کند و نشان مي دهد که قدرتهاي بزرگ از جمله آمريکا از شاه حمايت مي کردند و منابع اطلاعاتي آنها نيز از پيش بيني پديده انقلاب، عاجز بودند. در اسناد و مدارک کشف شده از سفارت آمريکا در ايران آمده است: ارزيابي سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا (سيا) در مرداد   1357 نشان از آن دارد که ايران در وضع انقلابي يا ماقبل انقلابي قرار ندارد. سازمان سيا در ارزيابي اطلاعاتي خود در مهر   1357 نيز اعلام کرده بود که انتظار مي رود شاه تا   10 سال ديگر به طور فعال زمام قدرت را در دست داشته باشد. چهار ماه بعد از اين گزارش، يعني در بهمن   57 مردم ايران پديده اي را رقم زدند که روند تحولات منطقه و جهان را دگرگون کرد.

یه آپ متفاوت...

یه آپ متفاوت...

مشکل جوان ایرانی اشتغال است و نه ازدواج و در صورت تمهیدات دولت برای ساماندهی وضعیت اشتغال جوانان ایرانی، آنان خود، راه خود را برای زندگی بهتر باز خواهند یافت و نیازی هم به ساماندهی وضعیت ازدواجشان از سوی دولتیان نخواهند داشت.این روزها به هر کجا که می روی و به هر محفل دولتی که سر می زنی، سخن از ازدواج جوانان است و اقدامات گسترده دولت نهم برای تسهیل این امر میمون ومبارک. به پای سخنان دولتیان که می نشینی در آنها جنب و جوش خاصی را می بینی که به طرح های جدید اینان در حوزه ازدواج برمی گردد و ابداعاتشان برای جوانان این مرز و بوم.
طرح ازدواج نیمه مستقل به عنوان جدیدترین طرحی که در حوزه ازدواج جوانان مطرح شده است و انواع و اقسام وام های پرداختی و تسهیلات اعطایی از دید آقایان شاید از بزرگترین موانع و دغدغه های جوانان برای ازدواج به حساب آید اما این تمام ماجرا نیست، جوانان نه مشکل شناخت دارند و نه مشکل انتخاب اما یک مشکل خیلی اساسی جوان ایرانی را از حرکت به سمت تشکیل خانواده باز می دارد و آن هم چیزی نیست جز اقتصاد.شاید به ظاهر و به سادگی رئیس سازمان ملی جوانان از برنامه دولت نهم برای وقوع یک میلیون ازدواج در سال آینده خبر می دهد و رسیدن به این رقم را از افتخارات دولت نهم می داند اما آنچه به واقع و در زندگی عینی جوان ایرانی وجود دارد، کوهی از مشکلات است و قرارگیری در برابر آینده ای پر ابهام. به راستی آقایان فکر کرده اند با وضعیت کنونی تورم و نقدینگی از یک طرف و مشکلات و مصائب مختلف خانوادگی از طرف دیگر، ۴ میلیون تومان وام می تواند گرهی را از مشکلات بی شمار جوانان باز کند؟ آیا دولت با خود اندیشیده است که برای خیلی از جوانان بازپرداخت همین مبلغ اندک نیز بسیار دشوار است و همین لطف با منت دولت ممکن است به فاجعه ای در زندگی زوج های جوان تبدیل شود؟
اشتغال به عنوان مهم ترین دغدغه فکری جوانان ایرانی امری نیست که با شعارهای پرطمطراق و خالی از هرگونه محتوای آقایان حاصل شود بلکه اشتغال حاصل زیرساخت هایی است که خیلی ها پیشتر از این می بایست به فکر توسعه کمی و کیفی آن بوده باشند تا حاصل امری متفاوت با آنچه امروز هست، باشد. اگر جوان کار داشته باشد نه وام آقایان را می خواهد و نه برنامه ریزی هایشان را برای نوع ارتباط با همسر مورد نظر خود اگر هم دولت وامی را برای تسهیل در آغاز زندگی مشترک به آنها بدهد، به راحتی از عهده بازپرداخت اقساطش بر میآیند و وضعیت به گونه ای نمی شود که به مانند امروز بسیاری از زندگی ها از بابت همین بدهی ها به ورطه نابودی کشیده شوند.بدهکار کردن جوانان آن هم جوانانی که در هنگام پرداخت وام کمتر از بیکار بودن یا نبودن آنها پرسش می شود، بی شک گناهی است نابخشودنی که دولت خواسته یا ناخواسته در حال دامن زدن به آن است بی آنکه از عواقب نامعلوم آن آگاهی داشته باشد.
از همین رو به نظر می رسد مشکل جوان ایرانی اشتغال است و نه ازدواج و در صورت تمهیدات دولت برای ساماندهی وضعیت اشتغال جوانان ایرانی، آنان خود، راه خود را برای زندگی بهتر باز خواهند یافت و نیازی هم به ساماندهی وضعیت ازدواجشان از سوی دولتیان نخواهند داشت.


نویسنده : پژمان موسوی