پرتلاش زمان خود گفتگو كند.
دكتر شریعتی، جامعه‌شناس مسلمان معاصر یكی از تاثیرگذارترین چهره‌های فرهنگی عصر انقلاب اسلامی به شمار می‌رود كه گرچه هیچ‌گاه در روزگار به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی نزیست؛ اما سایه فكری او در عرصه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی و اقتصادی دوران انقلاب مرزبندی مشخصی با اندیشه‌های دیگر داشت.
دكتر علی شریعتی همواره به عنوان نماد آرمان‌خواهی و به معنای كامل انقلابی، مجری طرح بازخوانی اندیشه‌های اسلامی و ایرانی به سمت تحول و دگرگونی مطرح بوده است. از این نوع نگاه دكتر، تلقی برداشت‌ها و جبهه‌گیری‌های مختلف صورت گرفته است كه بی‌ارتباط با ایسم یا مكتب شریعتی و كاركردهای آن نبوده است.
برخلاف آنچه روشنفكران در جهت تقریب مكتب شریعتی به چپ‌گرایی تلاش می‌كنند؛ گرچه شریعتی هم تحت تاثیر گفتمان غالب عدالتخواهانه چپ سابق تئوری می‌نویسد، اما دغدغه اصلی او توانایی شریعت است؛ دغدغه‌ای كه در نسل‌های مختلف انقلاب اسلامی، واكنش‌ها و تجلی‌های پیدا و پنهانی یافته است.
تجلی شریعتی در ادبیات انقلاب، بویژه در نسل دومی كه اكثرا آن‌را با جنگ و افسوس روزهای رفته می‌شناسند نیز از جمله بخش‌‌های پیكره بزرگ مكتب شریعتی در تاریخ معاصر خواهد بود.
● كلمات آسمانی و زمینی
اولین تشابه ساختاری و محتوایی شریعتی با ادبیات انقلاب را می‌توان در استفاده این ادبیات از الفاظ ظاهری و آرمان‌های نهایی او در بافت محتوا یافت.
گرچه دكتر، نه در ایام خود و نه در زمانی كه به اسطوره تبدیل شد به عنوان شخصیت‌ جامع‌الاطراف كه بخشی از آن ادبیات باشد؛ مطرح نشد و كسی او را به معنای رایج آن ادیب نمی‌دانسته (گر چه دارای اشعار و متون ادبی قابل توجهی است)‌ اما نباید از نظر دور داشت كه شریعتی با برداشت‌های نو و ذوقی خود، كلماتی را به حوزه ادبیات دینی و اجتماعی تزریق كرد كه این كلمات چه از نظر ظاهری و چه از نظر محتوایی نشانگر تحول در گفتار و گفتمان این نویسندگان بود.
مفهوم تعهد به آرمان‌‌ها ، آزادگی قلم و هنر در انتظار موعود به عنوان نگاه او به فلسفه هنر در پی به خدمت گرفتن ادبیات در راستای آرمان‌های مهم وی قرار داشت. این گرته‌برداری از لحاظ ساخت و محتوا رخداد‌های مبارك یا مكررات نامباركی در عهده تولیدات ابتدایی خود، یعنی ادبیات دفاع مقدس ایجاد كرد.
● فرزندان جلال یا شریعتی!
رضا امیرخانی در یكی از نشست‌های ادبی سال گذشته جمله مهمی را درباره ایسم‌ آرمانگرا در ادبیات بیان كرده بود كه احتیاج به تكمیل دارد.
وی گفته بود: «ما در ادبیات فرزندان زن زیادی جلال‌آل احمد هستیم».
نویسنده من او و بیوتن همچنین در جایی دیگر در تعریف هنر متعهد و بسیجی، مشخصه آن را متعهد بودن به آرمانگرایی دانسته بود و این البته چیزی است كه حداقل در قلم جلال‌آل احمد بوضوح روشن نیست.
حلقه نویسندگان متعهد نسل دوم انقلاب اسلامی و آرمانگرایانی چون دهقان، امیرخانی، احمد‌زاده و بایرامی بیش از آن‌كه به انتقادات انقلابی آل‌احمد و غرزدن‌های اجتماعی او پرداخته باشد، سعی در تصویر‌سازی مدینه فاضله‌ای دارد كه هیچ‌گاه پرسشگری چون جلال دعوی آن را نداشت.
نسبت این آرمانگرایی ایدئولوژیك با شریعتی، مكتب و تاثیرات ناخودآگاه او بر اندیشه‌های انقلابی روشن‌تر و مهم‌تر تلقی می‌شود.
با این تفاوت كه آن‌گونه كه شریعتی برای بازسازی حیات طیبه تمدن اسلامی، چشم به صدر اسلام و شخصیت‌هایی مانند ابوذر، مقداد و سلمان دوخته بود؛ نویسندگان جدید به بازخوانی روزگار جنگ و صدرانقلاب به وضعیت كنونی اعتراض می‌كنند.
گرچه این گروه نیز چون جلال و پس از آن شریعتی تصویرروشنی از جامعه مطلوب خود بیان نمی‌كنند.
● تفكر سلبی و ایجابی‌
مدت كوتاهی از پیروزی انقلاب نگذشته بود كه حضرت امام خمینی‌ره‌ دستور تشكیل جمهوری اسلامی را دادند. جمهوری اسلامی نه‌تنها یك نظام سیاسی، بلكه یك الگوی حكومتی مسوولیت‌پذیر است كه در مقابل انقلاب كه بر نكات منفی وضعیت حاضر شوریده و ناشی از یك تفكر سلبی است، دارای وجوه ایجابی است.
در واقع اگر در انقلاب اسلامی در پی این هستیم كه مظاهر مخالف اسلام از جامعه برچیده شود، جمهوری اسلامی باید پاسخ دهد كه اسلام در حكومت داری از چه می‌گوید.
این جنبه چیزی بود كه شریعتی فرصت و زمینه پرداختن به آن را نداشت و بر همین اساس، كمتر مورد توجه ادبیات بپا خاسته از این نوع گفتمان قرار گرفته است.

این در حالی است كه دشمنان انقلاب و جمهوری اسلامی در خارج از كشور با استفاده عناصر داستانی همواره در صدد مخدوش كردن و تحریف مواضع جمهوری اسلامی و انقلاب ارزشی مردم ایران بوده‌اند.
برخورد نویسنده آزاده با موضوعات اجتماعی و تاریخی كه در زمینه‌های خاص زمانی و مكانی و حكومتی اتفاق می‌افتند، گرچه نباید برپایه توجیه مسائل و ندیدن ضعف‌ها باشد؛ اما فضایی دیدن این مشكلات و نداشتن تحلیل مناسب برای تجزیه ناكامی‌‌های اجتماعی و تاریخی از ایرادهای عمده آرمان‌خواهی محض است.
● قاب تصویر هنرمندان‌
توفان انقلابی در عرصه ادبیات نیز گاهی ۲ تفكر علت و معلول را به جان هم می‌اندازد؛ همان گونه كه ممكن است حكومت‌زده شدن و غرق شدن در بروكراسی‌های حكومتی هویت و ذات انقلاب را تحت‌الشعاع قرار بدهد.
تجربه‌های متفاوتی از دوران پس از انقلاب برای نویسندگان انقلابی در تاریخ ادبیات جهان موجود است كه نشان‌دهنده نبود تعادل در رفتار حكومت‌ها، فعالان فرهنگی و انقلاب‌ها بوده است.
ادبیات به عنوان یك عنصر فرهنگی ناظر بر حكومت و اجتماع گرچه باید به عنوان دیده‌بان فرهنگی و صادق تاریخ بر اوضاع و احوال زمانه سیطره داشته باشد، اما نباید از این رسالت قلم نیز غافل بود كه نوشته می‌تواند و باید سایه نشاط، امید و حركت رو به جلوی نسل‌هایی باشد كه قضاوت خاصی درباره ارزش‌ها ندارند. با این نگاه است كه آرمانگرایی محض قیاس جامعه با مدینه فاضله گاه در نقش معكوس و ناامیدكننده ظاهر می‌شود و سیاه‌نمایی می‌كند.
امروزه بسیاری از جوانان جنگ ندیده و علاقه‌مندان انقلاب اسلامی پس از ۳ دهه منتظر شكوفایی نتایج این جمهوری اسلامی و هزینه‌هایی كه برای آن شده، هستند؛ انتظاری كه در قاب‌های تصویری هنرمندان مهم‌ترین تجلی را خواهد یافت و این مساله‌ای است كه نویسندگان كه به فرجام انقلاب می‌اندیشند، در خلق آثار هنری باید مورد توجه قرار دهند.
نویسنده انقلاب اسلامی گرچه پاسبان دستاوردها و مراقب این نهال از انحراف‌هاست، نباید تلقی بی‌حاصلی تلاش‌ها را مستقیم یا غیرمستقیم فراهم كند؛ زیرا برای حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی ژرف‌اندیشی در اظهارنظرها بسیار مهم‌تر است.
● آرمانگرایی و فرجام آن‌
آرمانگرایی در ادبیات، چه محصول مكتب شریعتی باشد و چه معلول عوامل دیگر از سید شهیدان اهل قلم، شهید آوینی تا قیصر امین‌پور و حلقه حوزه هنری تجلیات گوناگونی داشته است.
موضوع مهمی كه امروز باید به آن توجه داشت، این است كه ذوق آرمانگرایی در دیدگاه مطلوب آن نه‌تنها تحجر‌آفرین نیست، بلكه می‌تواند حركت‌دهنده نسل‌ها برای حل معضلات خود و نیل آنها به اهدافی مبتنی بر ارزش‌ها باشد. در غیر این صورت محصول این نگاه چیزی جز یاس و ناامیدی مخاطبان در مرحله نخست و ناامیدی خود نویسنده از حركت خود نخواهد بود.
آرمانگرایی در ادبیات باید زمینه‌ای مناسب برای حركت به جلوی نسل‌ها را فراهم كند و از این نگاه مقوم نقاط قوت و از بین برنده نقاط ضعف در مهندسی فرهنگی اجتماع باشد؛ چیزی كه تلاش‌های فرهنگی شریعتی و دیگر اندیشمندان همعصر او بر آن متمركز شد و به نتیجه رسید.
● مساله نویسنده‌
انقلاب، شورش بر وضع موجود و حركت بنیادی برای تحولی همه‌جانبه و همه‌گیر است. یكی از جنبه‌های مهم این موضوع را می‌توان تحول بنیان فرهنگی دانست كه مانند دیگر جنبه‌های انقلاب بیشتر اعتراضی است تا اصلاحی.
در واقع مساله نویسنده انقلابی نیز با هویت انقلاب متناسب است و بیش از آن كه مبتنی بر دیدگاهی مشخص و راهبردمدارانه باشد،‌ دیدگاهی انتقادی است كه در نهایت از آرزوهای بزرگ دم می‌زند. نویسنده انقلابی از ارزش‌ها سخن می‌گوید و دغدغه آن را در ذهن می‌پروراند. او اگر هم از مدینه فاضله سخن بگوید، جز هاله‌ای مبهم چیزی ارائه نمی‌كند.
بهشت این نویسنده یا در گذشته است یا در آینده‌ای نه چندان نزدیك و مهم‌تر از همه این كه راهبردی برای تغییر وضعیت اكنون به وضعیت مطلوب جز دگرگونی مداوم نمی‌بیند. با این نگاه، شاید از جلال آل‌احمد تا حلقه نویسندگان حوزه هنری (سوره مهر)‌ بتوان نوسان‌های زیادی را مثال زد كه هر یك از این مشخصه‌ها در آن ضعیف‌تر یا قوی‌تر بوده باشد؛ اما واقعیت كلی این است حركتی كه نویسنده انقلابی محض همواره دنبال می‌كند، مجموعه‌ای از عشق سرشار او به ارزش‌ها، اعتراض همیشگی وی به وضعیت اكنون و به رخ كشیدن لزوم تحول در همه عرصه‌هاست.