گل خوشبوی پیامبر (ص)
حسین (علیه السلام) دوران كودكی را در دامان پر مهر علی (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) و بیش از آن دو در دامان پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) گذراند. علاقه و توجه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به حسین (علیه السلام) چنان بود كه همه اصحاب از آن آگاه بودند و بارها و بارها به چشم دیده و به گوش شنیده بودند. در كتب تاریخی مختلف نیز روایات فراوانی در این باره نقل شده است.
از جمله روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله) سجده نماز را بر خلاف معمول طولانی كرد. بعد از نماز مردم علت طولانی شدن سجده را از رسول خدا جویا شدند و پرسیدند: "آیا از طرف پروردگار وحی نازل شده و یا دستوری رسیده است؟"، پیامبر فرمود: "خیر، فرزندم حسین بر پشتم سوار بود، خواستم صبر كنم تا خواسته‌اش برآورده شود." این نمونه‌ای از رفتار بهترین بنده خدا در بهترین حالات بندگی با حسین (علیه السلام) بود.
اصحاب، بارها رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را دیده بودند كه با حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) كه كودك بودند، بازی می‌كند و آنها را بر دوش خود سوار می‌كند. حتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) لب‌های حسین (علیه السلام) را می‌بوسید و می‌فرمود: "حسین از من است و من از اویم، خداوند دوست بدارد كسی را كه او را دوست می‌دارد." و باز از ایشان نقل شده كه فرمودند: "حسن و حسین دو گل خوشبوی من از این دنیا هستند."
در این میان بسیاری می‌دانستند كه محبت پیامبر به این دو كودك و مخصوصا به حسین (علیه السلام)، یك محبت عادی نسبی و فامیلی نبود. زیرا از طرفی پیامبر خدا فردی عادی مانند سایر مردم نبوده و بنا بر نص صریح قرآن، هیچ رفتار یا گفتار پیامبر از سر خواسته شخصی و هوی و هوس نیست، و از همین روست كه خداوند می‌فرماید: "شایسته است كه رفتار و حركات ایشان سرمشق و الگوی اهل ایمان باشد." از سوی دیگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) دختران زیاد و حتی فرزند پسری نیز داشتند، اما این گونه ابراز محبت و توصیه‌های موكد فقط در مورد حسن و حسین (علیهما السلام) دیده می‌شد.
علاوه بر اینها سفارشات پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد حسین (علیه‌السلام)، سخنانی محبت آمیز و عادی نبود بلكه خبر از یك حقیقت بزرگ می‌داد. حتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) بارها سعادت مردم را نیز در گرو دوستی با حسین (علیه‌السلام) اعلام كرده بود. عمر ابن خطاب از قول پیامبر نقل می‌كند كه فرمود: "حسن و حسین آقای جوانان اهل بهشت‌اند، هركه آنان را دوست بدارد مرا دوست داشته و كسی كه با آنها دشمنی كند با من دشمنی كرده است. "و در جای دیگری می‌فرمود: "بواسطه من به آگاهی رسیدید، با علی راه درست را یافتید و هدایت شدید، نیكی‌ها بواسطه حسن به شما اعطا شده ولی سعادت شما با حسین است. آگاه باشید حسین دری از درهای بهشت است. هر كس با او دشمنی كند، ممكن نیست وارد بهشت شود."
● امام حسین(ع) در آینه كتاب خدا
حسین (علیه‌السلام) هنوز كودك بود كه منظور چندین آیه قرآن قرار گرفت. در روز مباهله پیامبر (صلی الله علیه و آله) با مسیحیان نجران، حسین (علیه‌السلام) و خانواده‌اش تنها همراهان رسول خدا بودند و پیامبر اكرم، بنا به دستور الهی در آیه مباهله، حسن (علیه‌السلام) و حسین (علیه‌السلام) را به عنوان فرزندان خاندان وحی با خود برای مباهله همراه كرد.
یكی از پنج تنی كه آیه تطهیر در مورد آنها نازل شد، حسین (علیه‌السلام) بود و او نیز به همراه پدر، مادر و برادر خود زیر عبای پیامبر بود كه خداوند این آیه را درباره آنها نازل كرد: "همانا خداوند فقط و فقط می‌خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور سازد و شما را قطعا پاكیزه سازد"، گواهی روشن و سندی گویا بر عصمت این خانواده و دوری ایشان از هر گناه و خطا.
در سوره شورا نیز خداوند دوستی و محبت نزدیكان پیامبر را به تمام مسلمانان سفارش می‌كند. در این سوره خداوند به پیامبرش می‌فرماید: "به مردم بگو هیچ پاداشی به عنوان مزد رسالت و پیامبری از شما نمی خواهم، مگر محبت و دوستی با نزدیكانم." و وقتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) درمورد این نزدیكان سوال شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: "آنها علی و فاطمه و دو فرزند آنهایند."
● ایام نوجوانی
اما سالیان خوش كودكی حسین (علیه السلام) بزودی به پایان رسید. حدوداً هفت ساله بود كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مسلمانان را با انبوهی از سفارشات در مورد اهل بیت خود تنها گذاشت و جهان اسلام را غرق در ماتم كرد.
هنوز مراسم دفن پیامبر انجام نشده بود كه فتنه‌ها برای دستبرد ولایت امر ظهور كرد و دستورات اكید و توصیه‌های مكرر پیامبر به فراموشی سپرده شد. واقعه بزرگی همچون غدیر در پرده غفلت و تغافل رفت و علی‌رغم معرفی مكرر علی (علیه السلام) به عنوان جانشین و وصی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و توصیه‌های اكید ایشان در مورد او، حكومت اسلام غصب شد و حتی فدك (زمین حاصل‌خیز اهدایی پیامبر به دختر خود)، بوسیله حكومت وقت به زور گرفته شد. ریحانه رسول خدا ۸ ساله بود كه مادر خود را بر اثر جراحات و صدمات وارده از غائله بیعت از دست داد. داغ رسول خدا و مادر از یك سو و ستمی كه بر پدر رفته بود و فشارهای حكومت از دیگر سو، روح پاك حسین (علیه السلام) را می‌آزرد و این دوران مصادف بود با زمان حكومت خلفای سه گانه.
در این مدت حسین (علیه السلام) به عنوان یك مسلمان و ماموم، بر مسیر حركت علی (علیه‌السلام) راه می‌سپرد و در عین نوجوانی از هر فرصتی برای دفاع از حق استفاده می‌كرد و به مردم در مورد تحریف اسلام هشدار می‌داد. از جمله وقتی خلیفه سوم، یار نزدیك پیامبر، ابوذر را به جرم اعتراض نسبت به انحرافات خلیفه از مسیر پیامبر، تبعید كرد و مشایعت او را ممنوع نمود، حسین (علیه‌السلام) به همراه پدر و برادر، علی‌رغم حكم خلیفه و به نشانه اعتراض، به بدرقه او رفتند و هنگام وداع به ابوذر فرمود: "ای عمو جان، پروردگار بزرگ قادر و تواناست. او می‌تواند هرچه را كه بر تو وارد شده تغییر دهد. این مردم، دنیا و زندگی و آسایش را از تو گرفتند؛ اما تو دینت را از دستبرد آنان حفظ كردی، براستی كه تو از دنیا و دنیا داران بی‌نیازی و دنیای مردم پیش چشمت ناچیز است، ولی این مردم به راه و روش تو بسیار نیازمندند. دل قوی دار و از حرص و ذلت دوری كن. خود را مباز و به خدا پناه ببر، زیرا مقاومت نشانه دینداری و بزرگواری است."
● حسین یاور پدر
حسین (علیه السلام) تقریبا ۳۲ سال داشت كه اداره امور مسلمین به جایگاه اصلی خود بازگشت و با بیعت مردم، علی (علیه السلام) حاكم جامعه اسلامی گردید. بعد از چندی ایشان به همراه فرزندان خود به كوفه هجرت كرد و آنجا را مركز حكومت اسلامی قرار داد. در این مدت حسین (علیه السلام) در تمام صحنه‌های نظامی و سیاسی، یار و یاور نزدیك پدر و امام خود بود و در نهایت احترام فرمانهای پدر را اطاعت می‌كرد.
حسین (علیه السلام) تربیت شده دست بزرگ مدافع اسلام بود و شجاعت و شهامت را به خوبی از پدر آموخته بود و در هر سه جنگی كه در این دوران پیش آمد حضوری فعال داشت. در جنگ جمل فرماندهی جناح چپ سپاه امیر المومنین به عهده ایشان بود. در جنگ صفین اولین فتح سپاه علی (علیه السلام) به دست او رقم خورد و شریعه فرات بدست او و یارانش آزاد شد. در جریان حكمیت نیز ایشان یكی از شاهدان ماجرا از سوی پدر بود.
● حسین شیعه پدر و پیرو ولایت
پس از شهادت امیر‌المومنین (علیه‌السلام)، امام حسن (علیه‌السلام)، به دستور الهی و سفارش پیامبر به مقام امامت رسید و هدایت جامعه مسلمین و ادامه راه تبیین و نشر دین خدا را به عهده گرفت.
در دوران امامت برادر، حسین (علیه السلام) نیز همانند سایر شیعیان، مطیع و سر سپرده كامل برادر خود به عنوان امام شیعیان بود و در اطاعت اوامر او ذره‌ای سستی نمی‌كرد. چنان كه ادب و اطاعت او از برادر مثال زدنی شد. امام باقر (علیه السلام) در این زمینه می‌فرماید: "امام حسین (علیه السلام) به خاطر احترام و بزرگداشت مقام برادرش، امام حسن (علیه السلام)، هرگز جلوتر از او راه نرفت و در سخن گفتن از او پیشی نگرفت."
حسین (علیه السلام) در تمامی مواضع سیاسی و مهمترین آنها در قضیه صلح امام حسن (علیه السلام) با معاویه، پشتیبان و مطیع امر امام خویش بود. در این واقعه حسین ابن علی به عنوان یكی از شخصیتهای جهان اسلام علی‌رغم اینكه تمامی مسلمانان امام حسن را تنها گذاشتند، كاملا مدافع این صلح بود و سرسختانه از موضع و تصمیمات برادر حمایت می‌كرد و او نیز حفظ اسلام را در مصالحه می‌دید.
پس از جریان صلح، حسین (علیه السلام) به همراه برادر از شهر كوفه به مدینه زادگاه خود بازگشتند و در كنار مرقد رسول خدا به وظیفه تربیت و ارشاد مردم و تبیین و تفسیر احكام الهی پرداختند. اما دیر زمانی نگذشت كه امام حسن (علیه السلام) با حیله معاویه مسموم شد و به شهادت رسید و حسین (علیه السلام) جانشین برادر و امام مسلمین گردید.
● دوران امامت
امام سوم شیعیان در دوران امامت ۱۰ ساله خود با معاویه و سپس فرزندش یزید روبه رو بود و نهایتا در سال ۶۱ هجرت در كربلای معلا و در روز عاشورا در حالی كه ندای «هل من ناصر» و «هیهات منا الذله» به لب داشت برای زنده نگاه داشتن و احیا دین ناب نبوی و تعین مرز اسلام علوی با سفیانی به شمشیرها دستور داد كه «خذونی یا سیوف» كه «ان فی قتلی حیاتی یا بغاهٔ».