زمانه امام صادقع و شكوفایی علم...


به مناسبت ایام شهادت ششمین امام شیعیان![]()
در باب زندگی، فضایل و ویژگیهای ششمین امام شیعیان، تاكنون كتابها و مقالات زیادی نوشته شده است، اما همیشه نوشتن درباره ایشان و دیگر ائمه، چون قطرهای است در اقیانوس بیكران فضائل آنها كه آسمانیاند و راهنمای زمینیان برای آسمانی شدن.
در این نوشتار برآنیم تا به ابعاد علمی زندگی و زمانه ایشان بپردازیم و آنگاه در خاتمه به حدیثی از ایشان در باب وظایف مسلمانان در قبال یكدیگر اشاره میكنیم كه البته بسیار زیباست و آموزنده.
نام پیشوای ششم شیعیان، جعفر، كنیهاش ابوعبدالله و لقبش صادق است. امام جعفر صادقع در روز هفدهم ربیعالاول سال ۸۳ هجری در مدینه به دنیا آمد و سال ۱۴۸ هجری در ۶۵ سالگی چشم از جهان فروبست و در قبرستان معروف بقیع در جوار قبر پدر بزرگوارش، امام محمدباقرع به خاك سپرده شد.
امام جعفر صادقع سال ۱۱۴ هجری به امامت رسید كه دوران امامت وی، مصادف با آخرین سالهای حكومت امویان بود كه در سال ۱۳۲ هجری، حیات امویان پایان پذیرفت و حكومت عباسیان آغاز شد.
دوران امامت امام صادقع در اواخر حكومت امویان و اوایل حكومت عباسیان با ۷ خلیفه، مصادف بود كه در میان خلفای اموی میتوان به نامهای هشام بن عبدالملك، ولید بن یزید بن عبدالملك، یزید بن ولید، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد، مشهور به مروان حمار اشاره كرد و از میان خلفای عباسی معاصر با وی میتوان از عبدالله بن محمد، مشهور به سفاح و ابوجعفر، مشهور به منصور دوانیقی نام برد.
در اینجا باید به عصر و زمانه امام اشاره كرد كه اوضاع سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی دوران ایشان را ترسیم میكند. این نكته مهم است كه شاید بتوان عصر امام صادقع را میان دورانهای دیگر امامان، منحصر به فرد دانست.
به عبارت دیگر شرایط اجتماعی و فرهنگی كه امام در آن زندگی میكرد، متفاوت با دوران حیات دیگر ائمه بود زیرا میتوان دوران امویان را دوره تزلزل و ضعف سیاسی و فزونی قدرت عباسیان دانست كه آنها دائم با یكدیگر مشغول مبارزه و كشمكش سیاسی بودند و همین مشكلات و درگیریهای سیاسی بنیامیه موجب شده بود فشار و اختناق كمتری نسبت به دوران دیگر ائمه وجود داشته باشد و حتی عباسیان نیز چون پیش از دستیابی به قدرت و حكومت، شعار حمایت از خاندان پیامبرص را سر میدادند، فشار و اختناق آنچنانی بر امامع وارد نكردند و در نتیجه، این دوران را میتوان دوران آرامش و آزادی نسبی امام و شیعیان تعبیر كرد و از این نظر است كه در زمان امام صادقع، رشد و بالندگی بیشتر علم را میان مسلمانان و بویژه شیعیان شاهد هستیم.
همچنین در ارتباط با اوضاع فكری، فرهنگی و علمی دوران امامت امام صادقع نیز میتوان برجستگیهای مشهودی را نام برد كه شور و شوق علمی در جامعه اسلامی آن روز، یكی از جلوههای جنبش فكری و فرهنگی عصر ایشان است.
در آن دوره، علومی همچون علم قرائت قرآن، علم تفسیر، علم حدیث، علم فقه، علم كلام، طب، فلسفه، نجوم، ریاضیات و غیره به وجود آمده بود و آنها كه از قبل وجود داشت بشدت سیر صعودی خود را طی میكرد. علامه شهید مرتضی مطهریره، در سیری در سیره ائمه اطهارع به برخی از عواملی كه در پیدایش جنبش علمی و فكری دوران امام صادقع نقش داشتند اشاره میكنند كه از آن جمله است:
۱) همزیستی مسالمتآمیز با غیرمسلمانان، بویژه همزیستی با اهل كتاب. مسلمانان با اهل كتاب برخورد علمی میكردند و همین باعث بحث و مناظره علمی میشد.
۲) محیط آن روز اسلامی، محیطی كاملا مذهبی بود و مردم تحت تاثیر انگیزههای مذهبی بودند، چراكه تشویقهای پیامبر اسلامص به كسب علم و همچنین تشویقها و دعوتهای قرآن به علم و تعلم و تفكر و تعقل، عامل اساسی این نهضت و شور و شوق علمی در میان مسلمانان بود.
۳) اقوام و مللی كه اسلام را پذیرفته بودند، نوعا دارای سابقه فكری و علمی بودند و بعضا همچون نژاد ایرانی، مصری و سوری از مردمان مراكز تمدن آن روز به شمار میرفتند. این افراد به منظور درك عمیق تعالیم اسلام به تحقیق، جستجو و تبادل نظر میپرداختند.
۴) آزادی و حریت فكر و عقیده در اسلام كه البته این آزادی، ریشه در تعالیم اسلام داشت.
این عواملی كه به آنها اشاره شد، نقش انكارناپذیری در پیدایی و پویایی جنبش فكری و علمی عصر ششمین پیشوای شیعیان جهان، امام صادقع داشتند.
از دیگر رخدادهای فكری دوران امامت امام صادقع میتوان به پیدایی فرق و مذاهب گوناگون اشاره كرد كه متاثر از برخورد اندیشهها با یكدیگر بود. به گونهای كه در اثر برخورد مسلمانان با عقاید و آرای اهل كتاب و همچنین دانشمندان یونانی شبهات و اشكالات گوناگونی به وجود آمده بود.
حتی در رابطه با علوم اسلامیای چون علم قرائت قرآن، تفسیر، حدیث و فقه اختلافنظرهایی پدید آمد كه برخاسته از همین فضای فكری بود. در این فضا بود كه فرقههایی همچون معتزله، جبریه، مرجئه، غلات، زنادقه، مشبهه، متصوفه، مجسمه و تناسخیه ظهور كردند.
در زمان امامصادقع علم قرائت قرآن، علم تفسیر، علم حدیث، علم فقه، علم كلام و غیره به وجود آمده بود و بشدت سیر صعودی خود را طی میكردامامع در این فضای به وجود آمده از اختلاف سیاسی میان امویان و عباسیان، دنباله نهضت علمی پدرشان، امام باقرع را گرفتند و از آمادگی اجتماعی و همچنین نیاز شدید جامعه آن روز استفاده كردند و حوزه و دانشگاه علمی وسیعی را سامان دادند و به تربیت شاگردانی چون هشام بن حكم، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب، مفضل بن عمر و جابر بن حیان پرداختند كه بنا به گفته شیخ مفید در كتاب الارشاد، بالغ بر ۴هزار نفر بودهاند كه البته هر یك از شاگردان ایشان هم به درجات بالایی دست یافتند؛ به گونهای كه میتوان از جابر بن حیان به عنوان نمونهای از شاگردان برجسته مكتب امام صادقع نام برد كه بیش از ۲۰۰ عنوان كتاب در زمینههای مختلف علمی از قبیل علوم عقلی، طبیعی و شیمی(كیمیا) نگاشت و حتی پدر علم شیمی لقب گرفت.
از نكاتی كه در رابطه با برخورد امام با جریانهای فكری و عقیدتی آن روز جلب توجه میكرد، این است كه شاگردان مكتب ایشان منحصر در شیعیان نبود؛ بلكه پیروان دیگر ادیان و مذاهب نیز در میان شاگردان آن حضرت بودند.
از میان آنها میتوان به ابوحنیفه از پیشوایان اهل سنت (فرقه حنفی) اشاره كرد كه ۲ سال در نزد امامع تلمذ كرد و این ۲ سال شاگردی خود در مكتب امام صادق را پایه و اساس علوم و دانش خود عنوان كرد و گفت: لولا السنتان لهلك نعمان؛ اگر آن ۲ سال نبود نعمان هلاك میشد. (گفتنی است اسم ابوحنیفه، نعمان بن ثابت بوده است). در جای دیگری، ابوحنیفه، میگوید: من، دانشمندتر از جعفر بن محمد ندیدهام.
مالك، پیشوای فرقه مالكی در باب عظمت علمی امام میگوید: مدتی نزد جعفر بن محمد، رفت و آمد میكردم، او را همواره در یكی از ۳ حالت دیدم: یا نماز میخواند یا روزه بود یا قرآن تلاوت میكرد و هرگز او را ندیدم كه بدون وضو، حدیث نقل كند. در علم و عبادت و پرهیزگاری، برتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده و به قلب هیچ بشری خطور نكرده است.
از دیگر ابعاد درخشان زندگی امام صادقع میتوان به مناظرات امام با پیروان دیگر فرق و مذاهب اشاره كرد كه در راستای معرفی اسلام واقعی و نیز شناسایی مبانی شیعی بود. همچنین از نكات جالب در باب امام این كه ایشان در علوم طبیعی، مباحثی دارند كه برای دانشمندان امروزی مایه شگفتی و تعجب است.
چنان كه رساله توحید مفضل را میتوان نام برد كه امام، آن را در ظرف ۴روز املا كردند و مفضل بن عمر كوفی، آن را نوشتند و این رساله به نام كتاب توحید مفضل مشهور است.
در این كتاب كه توسط علامه مجلسیره به فارسی ترجمه شده است، امامع بیاناتی راجع به آفرینش انسان از آغاز خلقت و نیروهای ظاهری و باطنی و صفات فطری وی و در خلقت اعضا و جوارح انسان، و آفرینش انواع حیوانات و نیز آفرینش آسمان و زمین و مباحث دیگر دارند كه امام، آنها را املا فرموده و مفضل آنها را نوشته است.
نكته مهم دیگری كه نباید در باب زندگی امام صادقع مغفول بماند، این است كه حركت امام، فقط در زمینههای علمی خلاصه نمیشد؛ بلكه امامع فعالیتهای سیاسی نیز داشتند.
چنان كه امام، نمایندگانی را به منظور تبلیغ امامت به مناطق مختلف میفرستادند و مواردی از این قبیل. همچنین تقابل فقه جعفری با فقه فقیهان عصر امام نیز از موضوعات بسیار مهمی است كه جای پرداختن بسیار دارد و در این مجال، فرصت آن نیست؛ چراكه خود بحث مفصلی را میطلبد.
در خاتمه این نوشتار به حدیثی كه از امام صادقع در رابطه با وظایف مسلمان نسبت به مسلمان دیگر كه در كتاب شریف وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۵۵۰ نقل شده است میپردازیم و آن را ذكر میكنیم؛ به آن امید كه فرمایشات حكیمانه این امام عزیز چراغ راه همه مسلمانان واقع شود.
امام صادقع در حدیثی به شرح مجموعهای از وظایف مسلمان نسبت به مسلمان دیگر پرداخته است و میفرماید: «هر مسلمان بر گردن برادرش، ۳۰ حق دارد كه برادر وی نمیتواند از آنها رها شود، مگر آن كه آنها را ادا كند یا آن كه آن مسلمان، وی را عفو نماید (و این حق را نادیده بگیرد) و انحراف و اشتباه او را ببخشد. در موقع ناراحتی به او مهربانی كند و اسرار او را بپوشاند (جایی بازگو نكند).
از اشتباهات او چشمپوشی كند و عذرخواهی او را بپذیرد، هنگامی كه از او غیبتی میشود آن را رد كند، مرتبا او را نصیحت كند و نقایص او را اصلاح نماید و افشا نكند، نزد مردم، حافظ او باشد و از او بدگویی نكند، بیمارش را عیادت كند، به تشییع جنازهاش برود، دعوتش را اجابت كند، هدیهاش را بپذیرد و در مقابل هدیه و صلهاش به او هدیه بدهد، در مقابل كمك او از وی تشكر كند، به نیكی بدو یاری برساند، ناموس او را حفظ نماید، حاجت او را برآورد، درخواستش را بپذیرد و... گمشده او را به دستش برساند، پاسخ سلامش را بدهد، سخنش را با او نیكو و زیبا گرداند، در مقابل انعام او نیكی كند، قسم او را تصدیق كند، با دوست او دوستی كند و دشمنی نكند، به او چه ظالم باشد و چه مظلوم، یاری كند، اما یاریاش در مواقع ظالم بودن به این است كه او را از ظلمش بازگرداند و در موقع مظلوم بودن به این است كه او را در گرفتن حق خود یاری دهد و به دشمن تسلیم نكند. او را خوار و ذلیل نكند، هر نیكی كه برای خود دوست دارد برای وی نیز دوست بدارد و آنچه برای خود ناپسند میشمارد برای او نیز ناپسند شمارد».
سیدجواد میرخلیلی
در این نوشتار برآنیم تا به ابعاد علمی زندگی و زمانه ایشان بپردازیم و آنگاه در خاتمه به حدیثی از ایشان در باب وظایف مسلمانان در قبال یكدیگر اشاره میكنیم كه البته بسیار زیباست و آموزنده.
نام پیشوای ششم شیعیان، جعفر، كنیهاش ابوعبدالله و لقبش صادق است. امام جعفر صادقع در روز هفدهم ربیعالاول سال ۸۳ هجری در مدینه به دنیا آمد و سال ۱۴۸ هجری در ۶۵ سالگی چشم از جهان فروبست و در قبرستان معروف بقیع در جوار قبر پدر بزرگوارش، امام محمدباقرع به خاك سپرده شد.
امام جعفر صادقع سال ۱۱۴ هجری به امامت رسید كه دوران امامت وی، مصادف با آخرین سالهای حكومت امویان بود كه در سال ۱۳۲ هجری، حیات امویان پایان پذیرفت و حكومت عباسیان آغاز شد.
دوران امامت امام صادقع در اواخر حكومت امویان و اوایل حكومت عباسیان با ۷ خلیفه، مصادف بود كه در میان خلفای اموی میتوان به نامهای هشام بن عبدالملك، ولید بن یزید بن عبدالملك، یزید بن ولید، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد، مشهور به مروان حمار اشاره كرد و از میان خلفای عباسی معاصر با وی میتوان از عبدالله بن محمد، مشهور به سفاح و ابوجعفر، مشهور به منصور دوانیقی نام برد.
در اینجا باید به عصر و زمانه امام اشاره كرد كه اوضاع سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی دوران ایشان را ترسیم میكند. این نكته مهم است كه شاید بتوان عصر امام صادقع را میان دورانهای دیگر امامان، منحصر به فرد دانست.
به عبارت دیگر شرایط اجتماعی و فرهنگی كه امام در آن زندگی میكرد، متفاوت با دوران حیات دیگر ائمه بود زیرا میتوان دوران امویان را دوره تزلزل و ضعف سیاسی و فزونی قدرت عباسیان دانست كه آنها دائم با یكدیگر مشغول مبارزه و كشمكش سیاسی بودند و همین مشكلات و درگیریهای سیاسی بنیامیه موجب شده بود فشار و اختناق كمتری نسبت به دوران دیگر ائمه وجود داشته باشد و حتی عباسیان نیز چون پیش از دستیابی به قدرت و حكومت، شعار حمایت از خاندان پیامبرص را سر میدادند، فشار و اختناق آنچنانی بر امامع وارد نكردند و در نتیجه، این دوران را میتوان دوران آرامش و آزادی نسبی امام و شیعیان تعبیر كرد و از این نظر است كه در زمان امام صادقع، رشد و بالندگی بیشتر علم را میان مسلمانان و بویژه شیعیان شاهد هستیم.
همچنین در ارتباط با اوضاع فكری، فرهنگی و علمی دوران امامت امام صادقع نیز میتوان برجستگیهای مشهودی را نام برد كه شور و شوق علمی در جامعه اسلامی آن روز، یكی از جلوههای جنبش فكری و فرهنگی عصر ایشان است.
در آن دوره، علومی همچون علم قرائت قرآن، علم تفسیر، علم حدیث، علم فقه، علم كلام، طب، فلسفه، نجوم، ریاضیات و غیره به وجود آمده بود و آنها كه از قبل وجود داشت بشدت سیر صعودی خود را طی میكرد. علامه شهید مرتضی مطهریره، در سیری در سیره ائمه اطهارع به برخی از عواملی كه در پیدایش جنبش علمی و فكری دوران امام صادقع نقش داشتند اشاره میكنند كه از آن جمله است:
۱) همزیستی مسالمتآمیز با غیرمسلمانان، بویژه همزیستی با اهل كتاب. مسلمانان با اهل كتاب برخورد علمی میكردند و همین باعث بحث و مناظره علمی میشد.
۲) محیط آن روز اسلامی، محیطی كاملا مذهبی بود و مردم تحت تاثیر انگیزههای مذهبی بودند، چراكه تشویقهای پیامبر اسلامص به كسب علم و همچنین تشویقها و دعوتهای قرآن به علم و تعلم و تفكر و تعقل، عامل اساسی این نهضت و شور و شوق علمی در میان مسلمانان بود.
۳) اقوام و مللی كه اسلام را پذیرفته بودند، نوعا دارای سابقه فكری و علمی بودند و بعضا همچون نژاد ایرانی، مصری و سوری از مردمان مراكز تمدن آن روز به شمار میرفتند. این افراد به منظور درك عمیق تعالیم اسلام به تحقیق، جستجو و تبادل نظر میپرداختند.
۴) آزادی و حریت فكر و عقیده در اسلام كه البته این آزادی، ریشه در تعالیم اسلام داشت.
این عواملی كه به آنها اشاره شد، نقش انكارناپذیری در پیدایی و پویایی جنبش فكری و علمی عصر ششمین پیشوای شیعیان جهان، امام صادقع داشتند.
از دیگر رخدادهای فكری دوران امامت امام صادقع میتوان به پیدایی فرق و مذاهب گوناگون اشاره كرد كه متاثر از برخورد اندیشهها با یكدیگر بود. به گونهای كه در اثر برخورد مسلمانان با عقاید و آرای اهل كتاب و همچنین دانشمندان یونانی شبهات و اشكالات گوناگونی به وجود آمده بود.
حتی در رابطه با علوم اسلامیای چون علم قرائت قرآن، تفسیر، حدیث و فقه اختلافنظرهایی پدید آمد كه برخاسته از همین فضای فكری بود. در این فضا بود كه فرقههایی همچون معتزله، جبریه، مرجئه، غلات، زنادقه، مشبهه، متصوفه، مجسمه و تناسخیه ظهور كردند.
در زمان امامصادقع علم قرائت قرآن، علم تفسیر، علم حدیث، علم فقه، علم كلام و غیره به وجود آمده بود و بشدت سیر صعودی خود را طی میكردامامع در این فضای به وجود آمده از اختلاف سیاسی میان امویان و عباسیان، دنباله نهضت علمی پدرشان، امام باقرع را گرفتند و از آمادگی اجتماعی و همچنین نیاز شدید جامعه آن روز استفاده كردند و حوزه و دانشگاه علمی وسیعی را سامان دادند و به تربیت شاگردانی چون هشام بن حكم، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب، مفضل بن عمر و جابر بن حیان پرداختند كه بنا به گفته شیخ مفید در كتاب الارشاد، بالغ بر ۴هزار نفر بودهاند كه البته هر یك از شاگردان ایشان هم به درجات بالایی دست یافتند؛ به گونهای كه میتوان از جابر بن حیان به عنوان نمونهای از شاگردان برجسته مكتب امام صادقع نام برد كه بیش از ۲۰۰ عنوان كتاب در زمینههای مختلف علمی از قبیل علوم عقلی، طبیعی و شیمی(كیمیا) نگاشت و حتی پدر علم شیمی لقب گرفت.
از نكاتی كه در رابطه با برخورد امام با جریانهای فكری و عقیدتی آن روز جلب توجه میكرد، این است كه شاگردان مكتب ایشان منحصر در شیعیان نبود؛ بلكه پیروان دیگر ادیان و مذاهب نیز در میان شاگردان آن حضرت بودند.
از میان آنها میتوان به ابوحنیفه از پیشوایان اهل سنت (فرقه حنفی) اشاره كرد كه ۲ سال در نزد امامع تلمذ كرد و این ۲ سال شاگردی خود در مكتب امام صادق را پایه و اساس علوم و دانش خود عنوان كرد و گفت: لولا السنتان لهلك نعمان؛ اگر آن ۲ سال نبود نعمان هلاك میشد. (گفتنی است اسم ابوحنیفه، نعمان بن ثابت بوده است). در جای دیگری، ابوحنیفه، میگوید: من، دانشمندتر از جعفر بن محمد ندیدهام.
مالك، پیشوای فرقه مالكی در باب عظمت علمی امام میگوید: مدتی نزد جعفر بن محمد، رفت و آمد میكردم، او را همواره در یكی از ۳ حالت دیدم: یا نماز میخواند یا روزه بود یا قرآن تلاوت میكرد و هرگز او را ندیدم كه بدون وضو، حدیث نقل كند. در علم و عبادت و پرهیزگاری، برتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده و به قلب هیچ بشری خطور نكرده است.
از دیگر ابعاد درخشان زندگی امام صادقع میتوان به مناظرات امام با پیروان دیگر فرق و مذاهب اشاره كرد كه در راستای معرفی اسلام واقعی و نیز شناسایی مبانی شیعی بود. همچنین از نكات جالب در باب امام این كه ایشان در علوم طبیعی، مباحثی دارند كه برای دانشمندان امروزی مایه شگفتی و تعجب است.
چنان كه رساله توحید مفضل را میتوان نام برد كه امام، آن را در ظرف ۴روز املا كردند و مفضل بن عمر كوفی، آن را نوشتند و این رساله به نام كتاب توحید مفضل مشهور است.
در این كتاب كه توسط علامه مجلسیره به فارسی ترجمه شده است، امامع بیاناتی راجع به آفرینش انسان از آغاز خلقت و نیروهای ظاهری و باطنی و صفات فطری وی و در خلقت اعضا و جوارح انسان، و آفرینش انواع حیوانات و نیز آفرینش آسمان و زمین و مباحث دیگر دارند كه امام، آنها را املا فرموده و مفضل آنها را نوشته است.
نكته مهم دیگری كه نباید در باب زندگی امام صادقع مغفول بماند، این است كه حركت امام، فقط در زمینههای علمی خلاصه نمیشد؛ بلكه امامع فعالیتهای سیاسی نیز داشتند.
چنان كه امام، نمایندگانی را به منظور تبلیغ امامت به مناطق مختلف میفرستادند و مواردی از این قبیل. همچنین تقابل فقه جعفری با فقه فقیهان عصر امام نیز از موضوعات بسیار مهمی است كه جای پرداختن بسیار دارد و در این مجال، فرصت آن نیست؛ چراكه خود بحث مفصلی را میطلبد.
در خاتمه این نوشتار به حدیثی كه از امام صادقع در رابطه با وظایف مسلمان نسبت به مسلمان دیگر كه در كتاب شریف وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۵۵۰ نقل شده است میپردازیم و آن را ذكر میكنیم؛ به آن امید كه فرمایشات حكیمانه این امام عزیز چراغ راه همه مسلمانان واقع شود.
امام صادقع در حدیثی به شرح مجموعهای از وظایف مسلمان نسبت به مسلمان دیگر پرداخته است و میفرماید: «هر مسلمان بر گردن برادرش، ۳۰ حق دارد كه برادر وی نمیتواند از آنها رها شود، مگر آن كه آنها را ادا كند یا آن كه آن مسلمان، وی را عفو نماید (و این حق را نادیده بگیرد) و انحراف و اشتباه او را ببخشد. در موقع ناراحتی به او مهربانی كند و اسرار او را بپوشاند (جایی بازگو نكند).
از اشتباهات او چشمپوشی كند و عذرخواهی او را بپذیرد، هنگامی كه از او غیبتی میشود آن را رد كند، مرتبا او را نصیحت كند و نقایص او را اصلاح نماید و افشا نكند، نزد مردم، حافظ او باشد و از او بدگویی نكند، بیمارش را عیادت كند، به تشییع جنازهاش برود، دعوتش را اجابت كند، هدیهاش را بپذیرد و در مقابل هدیه و صلهاش به او هدیه بدهد، در مقابل كمك او از وی تشكر كند، به نیكی بدو یاری برساند، ناموس او را حفظ نماید، حاجت او را برآورد، درخواستش را بپذیرد و... گمشده او را به دستش برساند، پاسخ سلامش را بدهد، سخنش را با او نیكو و زیبا گرداند، در مقابل انعام او نیكی كند، قسم او را تصدیق كند، با دوست او دوستی كند و دشمنی نكند، به او چه ظالم باشد و چه مظلوم، یاری كند، اما یاریاش در مواقع ظالم بودن به این است كه او را از ظلمش بازگرداند و در موقع مظلوم بودن به این است كه او را در گرفتن حق خود یاری دهد و به دشمن تسلیم نكند. او را خوار و ذلیل نكند، هر نیكی كه برای خود دوست دارد برای وی نیز دوست بدارد و آنچه برای خود ناپسند میشمارد برای او نیز ناپسند شمارد».
سیدجواد میرخلیلی
+ نوشته شده در جمعه سوم آبان ۱۳۸۷ ساعت 11:23 PM توسط #رامین#
|